بارشوه و به زور دهن بند شان کنند دشمن بجای دوستی ترفند شان کنند Poem by Ahmad Mahmood Imperator

بارشوه و به زور دهن بند شان کنند دشمن بجای دوستی ترفند شان کنند

با رشوه و به زور دهن بند شان کنند
دشمــن بجای دوستـــــی ترفند شان کنند
با نام های مختلف و رتبــــــه های ننگ
آقـــا و شیـــخ گفتـــــــه برومند شان کنند
جـــام فســـاد و کینه دهند دستشان همیش
زهـــــر کشنده در عسل و قنــد شان کنند
در پیش خصم سجــده ی بی غیرتی زنند
توهیـن به کیش و دین و خداوند شان کنند
همچون سگان گشنــــه ی ولگرد لقمه جو
با یک قــــــلاده نوکــــر و پاوند شان کنند
بردنــــــد آبـــروی خود و ملک خویش را
طفل دوسالــه مسخــــــره و خند شان کنند
این ملک را به الجه گرفتند که بعد مرگ
میــــــراث بر زنـان و به فرزند شان کنند
کی میشود رزیل و فرومـــایه خوش نسب
هرچنــــد بنـــام نیـــــک پساوند شان کنند
روزی رسد که مــــردم با عـــــزت وطن
با سوتــــه ی عدالت خــــود پند شان کنند
محمود گفتـــــه های تو زهر هلاهل است
آنـــــروز میـــــرسد که فـــرآیند شان کنند
------------------------------------
بامداد چهارشنبه 09 حمل 1396خورشیدی
که برابر میشود به 29 مارچ 2017 میلادی
سرودم
#احمد_محمود_امپراطو

بارشوه و به زور دهن بند شان کنند
دشمن بجای دوستی ترفند شان کنند
POET'S NOTES ABOUT THE POEM
شاعر احمد محمود امپراطور
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success